چهار سویه سرنوشت سیاسی روحانی

نام نویسنده: نورالدین حداد

با مشخص شدن لیست نهایی کابینه ی دوازدهم و همزمانی آن با مواضع تند برخی افراد از گرایشات مختلف سیاسی، حسن روحانی و آینده ی سیاسی وی دستخوش اما و اگرهایی خواهد بود.

با مشخص شدن لیست نهایی کابینه ی دوازدهم و همزمانی آن با مواضع تند برخی افراد از گرایشات مختلف سیاسی، حسن روحانی و آینده ی سیاسی وی دستخوش اما و اگرهایی خواهد بود. ادامه مسیر روحانی در چهار وجه مختلف قابل بررسی می باشد:

  • جدایی از اصلاح طلبان: حسن روحانی پیش از آن که وارد اردوگاه اصلاح طلبان شود، یک اعتدالی متمایل به راست سنتی بوده است. فرض آن که در برهه ای از زمان و بر اساس نیازهای اجتماعی هویت سیاسی خود را بدل به چپ گرایی نشان داده است، اما واضحاً در اندیشه های اقتصادی – سیاسی یکی از نمونه های متعارض نسبت به احزاب چپ اندیش است. نوع انتخاب اعضای کابینه جدید و دوری جستن از مشاوره ها و نصیحت های جناح رادیکال ِ غربگرا در کشور، مصادیق همین بازگشت به اصل خویش و استفاده ابزاری از رهبران جبهه غربگرا بوده است. او آهنگ جدایی را نواخته اما آیا صدای آن بلند تر خواهد شد؟ بله، با آغاز برخوردهای تندتر فعالان اصلاح طلبان در دنیای مجازی و نمایندگان فراکسیون امید در مجلس، بر غلظت وضعیت موجود و کش و قوس های سیاسی افزوده خواهد شد.
  • تحکیم جریان اعتدال: با توجه به روحیه اعتدالی حسن روحانی و پایبندی این قشر از سیاسیون به مصلحت اندیشی، آینده دیگری را می توان برای وضعیت سیاسی شخص حسن روحانی پیش بینی کرد. بازوی فکری جریان اعتدال «محمود واعظی» و گسترده شدن آزادی های وی در دولت دوازدهم نشانه ای از انشقاق فکری اعتدالیون به عنوان سومین جریان بزرگ سیاسی کشور (پس از اصولگرایی و اصلاح طلبی) و صعود اعتدال به عنوان جریان است. از طرفی نوع رفتار حسن روحانی و اعضای حزب اعتدال و توسعه با انتخابات ۹۸ مجلس و احیاناً حضور لیست های حامیان روحانی و یا دولت می تواند شروع این جریان سازی جدید سیاسی باشد. جریانی که سایه راست اندیشی هاشمی رفسنجانی خواهد بود نه چپ اندیشی آن.
  • وحدت با اصولگرایان سنتی: اگر قائل به سنگینی وزن سیاسی در این افول حزبی باشیم می توان این استدلال را داشت که در روزگاران ما قبل هر انتخاباتی در ایران، این وزن جبهه ها هستند که بیشتر آینده را رقم می زنند تا خود احزاب. حزب اعتدال و توسعه به رهبری حسن روحانی و نظریه پردازی واعظی، نوبخت و… با وجود انتخابات ریاست جمهوری سال ۱۴۰۰، سعی خواهند کرد که با افرادی چون علی لاریجانی و باهنر بر سر یارکشی از دو اردوگاه اصولگرایی و اصلاح طلبی به توافق برسند. قطعاً علی اکبر ناطق نوری همان چتری خواهد بود که این جداشدگان چپ و راست حول رهبری او تجمیع خواهند شد. گروهی که داعیه دار اصلاح قانون اساسی و خواهان به قدرت رسیدن ناطق نوری در پستی مافوق قوه اجرایی کشور خواهند شد.
  • تفاهم با اصلاح طلبان: این تفاهم شاید دور از دسترس باشد اما بعید نیست. در صورتی که فراکسیون امید و جریان ضد تبلیغاتی وسیع جبهه غربگرا بتواند روحانی را دچار فرسایش کنند ، باید منتظر باج دهی سیاسی روحانی به برخی اصلاح طلبان باشیم. بدون شک جریان چپ سیاسی کشور از چند مدخل اساسی روحانی را مورد آزمون و فشارِ ضریب گرفته قرار می دهند. نخست، وزارت یا مدیریت برخی اشخاص همچون رحمانی فضلی، ربیعی، سیف، نهاوندیان و … سپس رفع حصر سران فتنه۸۸ و پس از آن مطالبات سیاسی و اجتماعی. در هر کدام از اهرم های فوق احتمال سست شدن روحانی دربرابر کارتل وسیع ضد تبلیغاتی اصلاح طلبان وجود خواهد شد و در این سویه چهارم ، نتیجتاً حسن روحانی باید با آینده سیاسی خود خداحافظی کند. اصلاح طلبان پس از به دست آوردن مطالبات خود بر معاونین یا وزاری اصالتاً اصلاح طلب کابینه ی او (ظریف، جهانگیری، قاضی زاده و …) برای انتخابات ریاست جمهوری بعدی به جلو خواهند رفت و در نهایت روحانی این بار با قدرت و اعتماد به نفس رقیق شده ای به اردوگاه راست سنتی باز خواهد گشت.

نوشته های مرتبط

نظری بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *