ولیعهد عربستان و بن بست ارتباط با رژیم صهیونستی

نام نویسنده: نورالدین حداد

پیوندهای عمیقی در حال شکل گرفتن است. محمد بن سلمان در رقابتی عمیق با جمهوری اسلامی ایران سعی دارد ژاندارم منطقه باشد.

پیوندهای عمیقی در حال شکل گرفتن است. محمد بن سلمان در رقابتی عمیق با جمهوری اسلامی ایران سعی دارد ژاندارم منطقه باشد. در آن سوی نیمکره، نیمه ی یهودی بن سلمان، یعنی جرد کوشنر، پیمانکار پروژه صلح اسرائیل با فلسطینیان در حال هموار کردن تمامی پستی و بلندی ها در ثبات رژیم صهیونیستی است. تأثیر عجیب داماد ترامپ (کوشنر) باعث شده است که مایکل وولف در کتاب جدید خود «آتش و خشم: درون کاخ سفید ترامپ» از تمایل ترامپ برای رساندن جرد کوشنر داماد یهودی‌اش به مسند وزارت خارجه آمریکا در آینده نه چندان دور خبر دهد. با وجود ولع بی حد و حصر بن سلمان برای آقایی در خاورمیانه حتی با پرداخت هزینه های گزاف به دونالد ترامپ، باید تحلیلی مناسب از امروز روابط عربستان و رژیم صهیونیستی با پیمانکاری آمریکا (جرد کوشنر) و نیز چشم انداز آینده ی این روابط را بیان نمود. تحرکات شریک سیاسی–تجاری بن سلمان، یعنی کوشنر ِجوان به گفته دنیل گلدن روزنامه نگار مشهور آمریکایی از سن هفده سالگی و با پرداخت رشوه ۲٫۵ میلیون دلاری پدرش آغاز شد. کوشنر به واسطه این پرداخت وارد رشته مطالعات سیاسی در دانشگاه هاروارد می شود. عمده فعالیت های او در خصوص همراستایی دشمنان جمهوری اسلامی در جبهه ای واحد و تغییر در چیدمان سیاسی داخل آمریکایی با پرداخت مبالغ سرسام آور است. او در خانواده ای یهودی ارتدوکس تربیت شده، به گونه ای که حتی در نحوه تغذیه نیز نسبت به فرهنگ یهودی وابستگی شدیدی داشته است. پدرش چارلی کوشنر از بزرگترین حامیان مالی شناخته شده دولت غاصب اسرائیل است.

اما با توجه به روند فعالیت های سیاسی کوشنر در دو سال اخیر و همچنین تمایل دولت آل سعود به برقراری ارتباط با تل آویو به نظر می رسد که آغاز فشارهای دولت آمریکا بر محمود عباس و حضور سال گذشته ی سعد حریری در ریاض را طی یک برنامه مشترک و همزمان، می توان به عنوان اولین قدم این هم پوشانی تحلیل کرد. بررسی این اتفاق با توجه به گذشت زمان متمادی اش، به آن دلیل است که در آخرین واکنش سیاست خارجی عربستان، دولت رژیم صهیونیستی توسط بزرگترین قدرت عربی منطقه به رسمیت شناخته شد. در این باره روزنامه صهیونیستی هاآرتص می گوید: «اظهارات محمد بن سلمان درباره حق تشکیل دولت برای اسرائیلی ها، به معنای این است که پرچم اسرائیل بزودی در ریاض به اهتزاز در خواهد آمد.»

اما آغاز روند شکست های بن سلمان در خصوص روابط سیاسی با رژیم صهیونیستی را می توان به سخنان سعد حریری پس از بازگشت به لبنان و ملاقات با مقامات ایرانی در نظر گرفت. در ادامه این روند، عربستانی ها با این تصور که می توانند از ایران چهره ای مخدوش شده را در منطقه ترسیم کنند سعی بر گسترش دایره نفود خود در کشور هم پیمان ایران، عراق نمودند. عدم تمایل آیت الله سیستانی نسبت به دیدار با بن سلمان، برخورد سرد دولت عراق و همچنین اعتراض افکار عمومی عراق به حضور عربستانی ها در کشورشان، دومین شکست اساسی ولیعهد جوان عربستانی بود. مهمترین راهبرد و البته جدیدترین تقلای بن سلمان، نزدیک تر شدن به جبهه استکبار برای تحقق وحدت اعراب بر مدار صلح خیانت کارانه اعراب با اسرائیل بود. نامه [پاسخ] حضرت آیت الله امام خامنه ای به اسماعیل هنیه رئیس دفتر سیاسی حماس و تأکید معظم له بر حمایت ملت های مسلمان و نیز نظام جمهوری اسلامی دقیقاً همان بدلی بود که به آخرین تحرک ولیعهد سعودی وارد شد.

نکته: با هدفمند تر شدن حملات موشکی انصار الله به مواضع حیاتی عربستان سعودی، عملاً تئوری های بن سلمان در خصوص مجهز نمودن ناوگان جنگی خود، ولخرجی هایی که بیشتر در قالب دوشیدن های مکرر ترامپ قابل تحلیل است، جنبه ای حاشیه ای به خود می گیرد. نتیجتاً تنها راه محمد بن سلمان برای همدل کردن رژیم صهیونستی و حمایت آمریکا، در خلال نقشه صلح اعراب و اسرائیل بر باد خواهد داد. اعتبار زدایی در عرصه دیپلماتیک و نظامی توسط جبهه مقاومت از عربستان سعودی و همچنین بازی کردن نقش یک دستاویز [ابزار] توسط شخص بن سلمان در معادلات منطقه ای نشان می دهد که عربستانی ها در این بازی پایانی نیز نمی توانند همای سعادت را بر دوش خود بنشانند.

نوشته های مرتبط

نظری بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *