همکاران داخلی دشمن را بهتر بشناسیم

نام نویسنده: ابوالفضل صفری

غرب مانند گذشته از تحریم های جدید به دنبال تغییر نظام جمهوری اسلامی ایران است.

غرب مانند گذشته از تحریم های جدید به دنبال تغییر نظام جمهوری اسلامی ایران است. افزایش تحریم ها به منزله بیشتر شدن تلاش ها برای براندازی است. تغییر نظام از طریق ایجاد فشار مضاعف برای تغییر رفتار صورت می گیرد. در این چارچوب، ضمن یارگیری از داخل ساختار قدرت، از نهادها و نیروهای انقلابی باید مشروعیت زدایی شود. مشروعیت زدایی از طریق ایجاد تصویر فاسد، ناکار آمد و ضد مردمی صورت می گیرد. مشروعیت زدایی در کنار ایجاد حاکمیت دوگانه، منجر به بی ثبات سازی و خلق بحران های سیاسی می شود. در این طراحی هوشمند؛ با همسو نمودن بحران های اقتصادی، اجتماعی و سیاسی، فشار اجتماعی لازم برای تغییر نظام فراهم خواهد شد.  شبکه همکار غرب در داخل کشور، مقابله با نهادهای انقلابی را به صورت ویژه دنبال می نماید. در این تقابل تلاش می شود با پرونده سازی، ایجاد امواج رسانه ای و اتهام زنی از نهادهای انقلابی مشروعیت زدایی شود. در داخل ساخت قدرت، فشارها علیه نهادها را افزایش داده و با انفعال سازی، تحدید آنها عملی گردد و در نهایت با طراحی های انجام شده، نهادهای موازی با نهادهای انقلابی ایجاد شود. در همین راستا، ایجاد نهادی موازی قوه قضائیه و زنجیره ای از تلویزیون های اینترنتی در دستور کار است. همچنین با مرور اخبار سال گذشته برخی نهادهای خاص دولتی، به روشنی می توان ایجاد نهادهای موازی را مشاهده نمود.  با انفعال نهادها در مقابل هجمه ها و همچنین سردرگمی نیروهای انقلابی در ایام پس از انتخابات ۱۳۹۶، پیکان تهاجم سازمان رسانه ای غربگرایان به سمت اصل نظام رفت. همزمان با این تهاجمات، سیاسیون همسو با غرب تلاش کردند اصل ولایت فقیه را عامل تزاحم ساختاری نشان داده و با واقعی جلوه دادن تصویر حاکمیت دوگانه خلق شده، از ضرورت برخورد آن چه بدنه انتخابی و انتصابی ساختار نظام می نامیدند، سخن بگویند. در این فضا برخی اصولگرایان سنتی، تغییر قانون اساسی را مطرح نموده و اصلاح طلبان نیز عهده دار تفسیر این تغییر شدند. برای درک بهتر بند فوق، مرور سخنان گستاخانه مسیح مهاجری، مدیر مسئول روزنامه جمهوری اسلامی، روشنگرانه است: « لازم بود در مورد مکانیسم‌ها و ساختارهای حکومتی و ارتباط و تعامل آنها با یکدیگر و توزیع متوازن ابزارهای نظارتی در ساختار بیشتر فکر می‌شد و آینده دراز مدت پیش‌بینی می‌گردید به نحوی که مکانیسم براساس افراد طراحی نشود … یعنی به امام خمینی نگاه کردند و قانون اساسی را نوشتند و فکر بعد از امام را نکردند. شاید پاسخ این سئوال که چرا آقای بهشتی با آن عمق مدیریتی و فکر عالی ابزاری برای نظارت در نظر نگرفته، وجود امام بوده است. البته اگر اصل ولایت فقیه درست عمل شود چیز بدی نیست».

به نظر می رسد نیروهای انقلابی، هنوز نتوانسته اند وجود، حدود و کنش های جبهه غربگرا را درک نمایند. جبهه ای که در آن از نیروهای به اصطلاح انقلابی به ظاهر فعال در جبهه انقلاب تا ضدانقلاب خارج نشین فعال هستند. در این جبهه، برخلاف تصور اولیه نیروهای انقلابی، عمده کار به عهده اصلاح طلبان نیست. واقعیت های موجود نشان می دهند که اصلاح طلبان از آنچه می گذرد خشنودند اما در کل، تحولات خارج از اراده آنان است. حتی سطوح پایین تر این جریان، در ساعت صفر از کنترل سطوح بالاتر خارج شده و مأموریت های تعریف شده را اجرا خواهد نمود. بنابراین بازیگران اصلی را باید میان دوزیست های سیاسی و نورادیکال شده ها جستجو کرد. کنش برخی ها آنقدر روشن است که نیازی به تحلیل ندارد. برای مثال کافی است سخنان آن متوهم خود واسطه پندار را با سخنان بولتون در همایش امسال نفاق مقایسه نماییم که هر دو از پایان نظام تا چهل سالگی سخن گفته اند. اما برای شناخت برخی ها نیاز است روند و نتیجه کنش های آنها مطالعه شود تا مشخص گردد که آنان در کجا ایستاده اند. کسانی که همه ی عمر از نظام ارتزاق کرده و تمام هنرشان فحاشی به نهادها و نیروهای انقلابی است و به نام عدالت و انقلاب، دوگانه ی احمقانه ی انقلاب_نظام را ساخته و در کنار غربگرایان، به دنبال اعتبار زدایی از نظام هستند، قطعاً خودی نیستند. این روزها شاهد همسویی و هم افزایی گسترده حلقه انحراف با جریان های اصلاح طلب، فتنه و ضد انقلاب هستیم. به زودی برخی جریان های به ظاهر انقلابی نیز آشکارا به این محور خواهند پیوست. شدت یافتن تحریم ها و افزایش گستاخی برخی ها، نشان می دهد که تحولات به زودی رادیکال تر خواهند شد. بنابراین بایستی بازیگران اصلی و فرعی را درست شناخته و در مقابل طیف های مختلف این جبهه متناسب با میزان انحراف و کنش هایشان، راهبردهای تقابلی طراحی شود.

نوشته های مرتبط

نظری بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *