نفوذ رسانه ای از صهیونیست ها تا انقلابی نماها

نام نویسنده: ابوالفضل صفری

غالب هجمه‌های رسانه‌ای یک سال اخیر علیه نظام دارای یک رویه مشترک هستند: ابتدا در داخل سوژه سازی می‌شود. سپس سوژه‌ها در خارج از مرزها پرورش یافته و حول آنها خبر سازی می‌گردد.

غالب هجمه‌های رسانه‌ای یک سال اخیر علیه نظام دارای یک رویه مشترک هستند: ابتدا در داخل سوژه سازی می‌شود. سپس سوژه‌ها در خارج از مرزها پرورش یافته و حول آنها خبر سازی می‌گردد. در مرحله آخر این اخبار در داخل توسط یک سازمان رسانه‌ای عظیم توزیع می‌شود.در هر ۳ مرحله‌ی سوژه سازی، پرورش و توزیع؛ جریان‌های مختلف سیاسی و اجتماعی و ضد فرهنگی، هماهنگ حضور دارند. رسانه‌های نظام سلطه، سلطنت طلب، نفاق، مارکسیستی، تکفیری، بهایی، تجزیه طلب، فتنه، ملی مذهبی، اصلاح طلب، اصلاح طلب داخلی، انحراف و حتی طیف‌های در ظاهر انقلابی در این هجمه‌های رسانه‌ای فعال هستند. این هم‌افزایی بی‌سابقه در دوران پس از انتخابات ریاست جمهوری علنی‌تر شده است.  اگر تا پیش از بهار ۱۳۹۶، جریان‌های فوق می‌کوشیدند نقش خود در پوشش دادن به طیف‌های دیگر را پنهان سازند، امروز به ‌صورت علنی محتوای منتشر شده توسط دیگر طیف‌ها را پوشش می‌دهند. برای مثال جریان فتنه دیگر ابایی از پوشش جریان انحراف ندارد! فعالان رسانه‌ای جریان انحراف محتوای منتشر شده توسط نفاق را باز نشر می‌دهند. اصلاح‌طلبان، طیف‌هایی از جریان‌های به ‌ظاهر انقلابی را پوشش داده و به آنها ضریب می‌دهند. سلطنت‌طلبان و نفاق، رسانه‌های یکدیگر را تبلیغ می‌کنند. نئولیبرال های لندن نشین، مارکسیست‌ها و آنارشیست‌ها را ضریب می‌دهند. و در سطح کلان، همه این جریان‌ها به‌صورت هماهنگ وظایف محوله در عملیات روانی بزرگ را عملیاتی می‌نمایند.

علنی شدن پیوندهای رسانه‌ای جریان‌های مختلف معاند و غیر همسو با انقلاب اسلامی نشانه‌ی دیگری است از واقعی بودن تقابل جبهه انقلاب با یک جبهه گسترده، واحد و هماهنگ. جبهه انقلاب در جنگ‌های رسانه‌ای، اقتصادی، سیاسی، فرهنگی و امنیتی با تک خاکریزها مواجه نیست، بلکه با جبهه‌ی گسترده‌ی غرب‌گرا روبروست. همچنین آشکارتر شدن هم‌افزایی رسانه‌ای میان جریان‌های معاند و غیر همسو را می‌توان  نشانه‌ای از افزایش تلاش‌ها برای شکستن بیشتر مرزهای خودی و غیر خودی نیز قلمداد نمود. شکسته شدن مرزهای خودی و غیر خودی در فضای سیاسی رسانه‌ای کشور به غرب‌گرایان این امکان را می‌دهد که ضمن غبار آلود نمودن فضا و موجه سازی هجمه ها به نظام، در عملیات‌های روانی خود بازیگران بیشتری را به خدمت گرفته و به پیام‌های تولیدی‌شان اعتبار بیشتری ببخشند. جبهه غرب‌گرا از هم ‌افزایی رسانه‌ای به دنبال غرق سازی و کنترل افکار عمومی، برای مرجعیت زدایی از جامعه در وهله اول و مشروعیت زدایی از نظام در مراحل بعد است. اهدافی که جریان‌های مختلف حاضر در جبهه با آگاهی کامل برای تحقق آنها مشغول هستند. برای مثال جریان‌های به ‌ظاهر انقلابی حاضر در این جبهه می‌کوشند همدستی با معاندان در «مشروعیت زدایی» و «ساختار شکنی» از نظام را با توجیه «قداست زدایی» و «رجوع به سنت انقلاب» حلال نمایند. همزمان با روند گسترده تر و آشکارتر شدن هم افزایی میان رسانه های جریان های مختلف علیه نظام، روند دیگری نیز وجود دارد که مکمل روند اول است. در این روند، افراد غیر همسو با انقلاب اسلامی که در رسانه های نظام سلطه و معاند به عنوان کارشناس و تحلیل گرمشغول فعالیت بوده اند در رسانه های انقلابی، صاحب تریبون شده اند. تریبون دار شدن این افراد منجر به چهره و معتبر شدن شان در نزد بدنه جبهه انقلاب شده است. این روند منجر به داغ تر شدن تاکتیک نزاع بر سر هر موضوع در جامعه ایران شده است. زیرا این چهره های مشکوک با ادبیات، لحن و روش معاندان با آنها برخورد نموده و انقلابی ها را نیز تحریک به اتخاذ مواضع و رفتاری مشابه می نمایند. دو روند فوق؛ هوشمند، مشابه و دارای مغز واحد هستند. این روندها در آینده ای نزدیک شدت خواهند گرفت. نفوذی ها نیز پوشش شان را کمتر رعایت نموده و با ادبیات واقعی شان بیشتر خواهند گفت و نوشت. نفوذی هایی که در کانال های تلگرامی شان می خواهند خود را از برادران بلوچ نشان دهند اما نمی توانند ادبیات فرقه گونه یشان را پنهان سازند یا می خواهند با لوگوی مشت گره کرده و ستاره سرخ از آرمان های امام و انقلاب بنویسند اما به روحانیت ناسزا می نویسند یا غیر فارسی زبانانی که خود را ایرانی جا می زنند ولی نمی دانند که «پسفردا» جدا جدا نوشته می شود!

نوشته های مرتبط

نظری بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *