«نجات ملی»؛راهبرد کلان جبهه غربگرایان

نام نویسنده: نورالدین حداد

چالش های درونی جبهه غربگرایان تمامی ندارد.

چالش های درونی جبهه غربگرایان تمامی ندارد. آن ها برای برون رفت از عواقب حمایت از دولت روحانی در انتخابات اردیبهشت سعی بر آن دارند که با تغییر وضعیت خود از یک حامی بازنده تبدیل به یک منجی آینده در سپهر سیاسی، بزرگتر جلوه نمایند. گفتمان سازشکار اصلاح طلبی با ایجاد یک روند رادیکال و باز تعریف آشتی ملی به گفتگوی ملی، امروز در حالت استحاله بر مبنای چشم اندازی بلند مدت است. در روزهای گذشته رئیس دولت اصلاحات، در آخرین اظهار نظر رسمی خود مطالبه ای جدید از نیروهای سیاسی غربگرا را بیان می کند؛ نجات ملی. راهبرد جدید جبهه غربگرا در خصوص نظام جمهوری اسلامی بر مبنای چند موضوع زنجیره ای، قرار است به یک امتیاز گیری بزرگتر در حد و قواره های مسائل درونی قانون اساسی و در چارچوب ساختار نظام جمهوری اسلامی صورت بگیرد. از این رو به برخی از این موضوعات زنجیره ای در خلال دست یابی به فرصت اعمال مسئله ی نجات ملی اشاره می شود:

  • موافقت ها و مخالفت های درون گفتمانی در ساختار سیاسی غربگرایان بر اساس معیار گفتگوی ملی از هفته ی گذشته بسیار پر رنگ تر شده است. موافقان از سویی با تغییر چند درجه ای نسبت به مواضع قبلی خود، توپ ِ گفتگوی ملی را در زمین نظام انداخته و به وجود آوردن شرایط گفتگوی ملی را تنها در حوزه اختیارات حاکمیت می دانند. در نتیجه با وجود اعلام مواضع مشخص از سوی نظام، عملاً به گونه ای تبدیل به مخالفان ِ به ظاهر موافق شده اند [نعله وارونه زدن نسبت به موافقت با گفتگوی ملی]. اما در صف غربگرایان کاملاً مخالف می توان از سعید حجاریان نام برد. او با اعتراف نسبت به عدم اعتقاد اصلاح طلبان به مسئله ی استقلال ملی بر مبنای قدرت نظامی و قدرت ابزاری (صنعتی–اقتصادی) و تفاوت گفتمان اجتماعی–فرهنگی غربگرایان با نیروهای انقلابی، سعی بر آن داشته تا حصول به گفتگوی ملی با دیگر جریان سیاسی را ذیل تفاوت گفتمانی در دو جناح مهم کشور غیر ممکن نشان دهد. لذا جنگ زرگری در میان ایدئولوگ های موافق و مخالف گفتگوی ملی تنها در چارچوب رسیدن به نجات ملی است. اما نوع مواجهه آن ها با این مسئله گاهاً متفاوت به نظر می رسد.
  • اضطراری نشان دادن وضعیت امروز کشور، شرایطی که بدون شک با روندی که عامدانه از سوی جریان های معاند در کنار برخی نیروهای سازشکار غربگرا صورت پذیرفته و به واسطه حضور برخی دولتمردان در حوزه کارگری، اقتصادی، دیپلماسی و… رو به افزایش است؛ به بستری مناسب برای تحمیل بسته ی نجات ملی توسط جبهه غربگرا به نظام جمهوری اسلامی تحلیل می گردد. تکرار کلید واژه های مشترک با جریان معاند مانند یوم الله دیگر، عرفی سازی قدرت، اقتدارگرایی و چند مورد دیگر را می توان از منظر ادبیات تهدید گونه ی جدید این جبهه پس از اعتراضات دی ماه [اغتشاشات دی ماه] سنجید.
  • تحرک موازی رئیس دولت با تشبیه وضعیت فعلی نظام جمهوری اسلامی به یک کشتی که احتمال غرق شدن دارد و در آن سوی میدان سخنان رئیس دولت اصلاحات بر مبنای تنگ شدن حلقه خودی ها و نیز نارضایتی مردم و خطر فروپاشی، هر دو در یک زمان و با یک ادبیات بیان شده است. مشخص بودن اهداف چند ساله ی اخیر اصلاح طلبان در خلال دو فتنه ۷۸ و ۸۸، همچنین سخنان صریح آیت الله جنتی نسبت به حضور نیروهای ضد انقلاب در دستگاه های دولتی باعث آن شده که استدلال تکاپوی دولت و جبهه غربگرا برای اهداف کلان تر از سیاست های روزمره، مهر تأیید خورده و البته هر روز این روند بی پرده تر به سمت نقطه عطف خود به جلو برود.

با بررسی روند های فوق باید این نکته را اذعان کرد که اصولاً جبهه غربگرا، فرصت به دست آمده ی اختیارات مدیریت شهری، مجلس و دولت را به راحتی از دست نداده و این فرصت طلایی را از بحث آشتی ملی (در حالت بسیار ضعیف و تدافعی) به بسته ی نجات ملی (در حالت قوی و تهاجمی) بدل کرده است. انتشار نظرسنجی متناقض حزب اتحاد ملت، آن هم پس از سخنرانی رئیس دولت اصلاحات که در آن سعی دارد چهره ی رئیس دولت اصلاحات را در بالاترین سطح محبوبیت نشان داده و همزمان بر مدار تلقی یک منجی از او اشاره کند، خود گواه تأیید تحلیل فوق در خصوص کلان برنامه ای از سوی جبهه غربگرا در آینده ای نزدیک است.

نوشته های مرتبط

نظری بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *