«لاتران ِ اسلامی» ؛ نسخه آمریکا برای عربستان سعودی

نام نویسنده: نورالدین حداد

خاندان آل سعود در تاریخ سیاسی کوتاه خود همواره رویکردی غرب گرایانه را دنبال کرده است.

خاندان آل سعود در تاریخ سیاسی کوتاه خود همواره رویکردی غرب گرایانه را دنبال کرده است. در این میان، چهار دوره ی اصلی این ادعا را می توان بر وجوه ذیل تقسیم بندی نمود:

  • دیدار «ملک عبدالعزیز» با «روزولت» بر روی کشتی «کوین سی» در سال ۱۹۴۵ بود.
  • دیدار ملک «فیصل» با «کندی» در سال ۱۹۶۲ بود که در نهایت منجر به برکناری ملک سعود و انتصاب ملک فیصل شد و ایشان حملات وسیعی را بر ضد ناصری ها و چپ های عربی و بین المللی رهبری کرد.
  • دوره سوم که به تفاهم «جیکور» یا سیاست نفت و دلار مشهور است و به دنبال نبرد «تشرین» در سال ۱۹۷۳ و افزایش شدید قیمت نفت بروز کرد. این دوره به ویژه پس از اولین طرح صلح اعراب با اسرائیل در سال ۱۹۸۲، با مجموعه ای از تحولات در حکومت ملک فهد همراه گردید و با تأمین مالی و حمایت عربستان از جنگ آمریکا در افغانستان نیز، ارتباط داشت.
  • دیدار ترامپ – ملک سلمان و معامله مشهور قرن در زمینه خرید سلاح.

سناریوهای_آمریکایی نوشته شده برای سیاست داخلی و خارجی عربستان سعودی با توافق «جیکور» آغاز شده و اوج این سردرگمی و انفعال فکری در رویکرد عربستان به اتفاقات منطقه است. بحران جنگ با یمن و حمایت از رئیس جمهور مخلوع یمنی و همچنین اتهام سرمایه گذاری در جنگ های نیابتی منطقه ای (سوریه و عراق) یکی دیگر از بخش های سرایت کرده از سناریوی آمریکا برای عربستان سعودی است. تمامی این اتفاقات یکی پس از دیگری به مثابه باری سنگین بر دوش دولت سعودی جلوه می کند. به گونه ای که این کشور اکنون، چالش های جدیدی را از جانب طرف های بین المللی، منطقه ای و داخلی در برابر خود مشاهده می کند:

  • چالش های ناشی از سیاست های ایالات متحده آمریکا: برخی محافل نقشه های مربوط به تقسیمات قدیم و جدید را بازسازی کرده اند که همه مناطق و از جمله عربستان را در برمی گیرد (نقشه برنار لوئیس)، این امر با سخنرانی ها درباره تروریسم و جبران خسارت های مترتب بر آن نیز مرتبط است.
  • چالش های برآمده از خلیج فارس: به دنبال انفجار ناشی از بحران اخیر خلیج فارس و تأثیر بازخوردهای آن بر تمامی بحران های منطقه ای و همچنین موقعیت و جایگاه عربستان در منطقه.
  • چالش های منطقه ای: روابط نامطلوب عربستان با ایران و قطر – روابط سرد عربستان با ترکیه ای که با قطر روابط قوی داشته و تلاش می کند تا خود را به عنوان نماینده اهل سنت مطرح و معرفی کند. اما از همه اینها بدتر این است که به طور مداوم اطلاعاتی در ارتباط با روابط عربستان و تل آویو به بیرون سرایت می کند.
  • چالش های داخلی: که به دنبال دو حلقه از حلقه های بحران بروز کرده است. حلقه اول به مشکل رابطه با اهرم های ایدئولوژی وهابی و جنگ متقابل بین پادشاهی و ایدئولوژی، از جنگ “سبله” در سال ۱۹۲۹ تا حادثه مکه در سال ۱۹۷۹ و اعدام «جهیمان العتیبی» به عنوان پیامدهای مربوط به فشارهای بین المللی در رابطه با تروریسم و مبارزه با آن مربوط می شود. اما حلقه دوم به تغییر وارثان قدرت از دسته برادران به فرزندان و همچنین داستان هفت برادر از «حفصه سدیریه» و پیامدهای درگیری احتمالی میان فرزندان و فرزندان دیگر برادران مربوط می شود.

تمامی این ملاحظات به نوعی با استراتژی بین المللی آمریکا و تحولات مربوط به جهانی شدن و تحمیل شکل جدیدی از قدرت در سراسر جهان موسوم به فدراسیون های غیر متمرکز در هم آمیخته است. بنابراین دولت سعودی وارد یک سری محاسبات جدیدی شده است که می تواند منجر به تقسیم آن به فدرالیزمی از امارت های نرم، شامل یک منطقه مذهبی شبیه به توافقنامه لاتران شود، که این امر نیز در نوع خود ممکن است به جبهه ای بین المللی در بیش از یک مکان مشخص منتهی شود. توافقنامه «لاتران»، میان موسولینی رئیس جمهور ایتالیا و پاپ واتیکان در سال ۱۹۲۹ به امضاء رسید که به موجب آن بر سر ایجاد دو دولت در یک سرزمین توافق گردید. دولت سیاسی و تمدنی به ریاست موسولینی و دولت دینی ( واتیکان) به ریاست پاپ. بر همین اساس و با توجه به اطلاعاتی که از محافل عربستان سعودی درباره اعلام شهر مکه به عنوان یک امارت دینی به بیرون سرایت کرده است تا از این طریق قدرت سیاسی از فشار رو به افزایش شخصیت های دینی افراطی در امان باشد و نفوذ سنتی نهاد دین را محدود کند، می توان اینگونه برآورد کرد که شمارش معکوس برای پایان مرجعیت تاریخی که دولت عربستان براساس آن بنیان گزارده شد و پوشش ایدئولوژیک در راستای توسعه آن شکل گرفت، شروع شده است.

نوشته های مرتبط

نظری بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *