غربگرایان، از واقعیت گریزی تا انکار!

نام نویسنده: ابوالفضل صفری

دولت یازدهم در حالی ادعاهای تورم 6 درصدی و رشد اقتصادی 15 درصدی را مطرح می کند که واقعیت های تلخ امروز اقتصاد ایران، خلاف این ادعاها را نشان می دهد.

دولت یازدهم در حالی ادعاهای تورم ۶ درصدی و رشد اقتصادی ۱۵ درصدی را مطرح می کند که واقعیت های تلخ امروز اقتصاد ایران، خلاف این ادعاها را نشان می دهد. به نظر می رسد رشد گرانی، بیکاری، تبعیض‌ها و آسیب های اجتماعی موجب شده است تا غربگرایان به انکار واقعیت ها پناه ببرند تا ناکارآمدی خود و شکست ایده تعامل گرایی را از افکار عمومی پنهان سازند. در همین راستا آنها می کوشند تا واقعیت های جامعه ایران را با مطرح کردن ادعاهای توخالی مخفی نمایند.

همزمان جبهه غربگرایی تلاش می کند با ایجاد دوقطبی های سیاسی و فرهنگی، اولویت های جامعه را جابه جا کرده و مسائل اصلی را به فراموشی بسپارد. در مواردی که امکان واقعیت گریزی برای غربگرایان فراهم نباشد، آنها تلاش می کنند با دادن آدرس های غلط، از خود سلب مسئولیت کرده و دیگران را به عنوان بانی مشکلات معرفی نمایند.

واقعیت گریزی را در جبهه غربگرایی علاوه بر مصادیقی مانند کتمان افزایش مشکلات اقتصادی و طرح ادعای شکوفا شدن اقتصاد، می توان به گونه ای دیگر نیزمشاهده کرد. طیف هایی از جبهه غربگرایی برای ادامه حیات خود نیاز شدیدی به جنبش سازی در جامعه دارند. بحران های اقتصادی و اجتماعی، مناسب ترین بستر برای ایجاد جنبش های اجتماعی است. لذا روی دیگر واقعیت گریزی را باید در تشبیه نظام به پلاسکو و تشبیه وضعیت کشور به ته دره بودن مشاهده کرد. سفید نمایی مطلق در کنار سیاه نمایی مطلق، هر دو معبری برای گریز غربگرایان از واقعیت های جامعه امروز ایران است.

جبهه غربگرایی برای ادامه حیات خود نیاز مبرم به واقعیت گریزی، ساختن دوقطبی های سیاسی و فرهنگی و دادن آدرس غلط از مشکلات اقتصادی دارد. به نظر می رسد در شرایط فعلی و با رشد رای منفی کاندیدای غربگرایان، این سه مسیر برای این جبهه به بن بست ختم خواهد شد. لذا غربگرایان برای ادامه حیات خود و موفقیت در انتخابات ریاست جمهوری ۱۳۹۶، نیاز شدیدی به رویداد سازی در بستری از واقعیت های اقتصادی و اجتماعی دارند. رویدادهایی که باید از ظرفیت ایجاد شوک و بهت گسترده در جامعه ایران برخوردار بوده و فرصت به حاشیه بردن مطالبات اصلی مردم را به غربگرایان بدهد. به حاشیه رفتن مطالبات اصلی جامعه ایران، انکار واقعیت ها را ممکن می سازد و انکار واقعیت به معنای به محاق رفتن ناکارآمدی غربگرایان است.

نتیجه :

واقعیت امروز ایران نه سفید مطلق است و نه سیاه مطلق. ادعای سفیدی مطلق با هدف فرار از واقعیت ها، باندی و جناحی جلوه دادن انتقادها و کتمان ناکارآمدی و نداشتن طرح و برنامه برای حل مشکلات جامعه طرح می گردد. سیاه نمایی مطلق هم برای موج سواری، دادن آدرس های غلط از مشکلات اقتصادی و ایجاد جنبش اجتماعی و فشار از پایین انجام می شود. واقعیت امروز ایران را باید همانگونه که هست دید و برای تحقق اقتصاد مقاومتی و حل مشکلات جامعه وتغییر مدیریت سالخورده، اشرافی، ناکارآمد و واقعیت گریز، حرکت مومنانه کرد.

نوشته های مرتبط

نظری بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *