عبور از روحانی و تهی شدن گفتمان غربگرایی

نام نویسنده: نورالدین حداد

آب در کشتی جبهه غربگرایان به راه افتاده و تا غرق شدن آن ها در دریای سیاست بازی های منفعلانه روزهای زیادی نمانده است.

آب در کشتی جبهه غربگرایان به راه افتاده و تا غرق شدن آن ها در دریای سیاست بازی های منفعلانه روزهای زیادی نمانده است. بزرگترین حفره ای که این کشتی محقر را دچار آسیب های سیاسی و نیز دلسردی هوادارن خود نموده، قطعاً وعده های حسن روحانی و دولتمردان او است. راهبرد غلطی که امروز در جبهه غربگرایان به راه افتاده و در ادامه ی آن این تلقی را به وجود می آورد که آن ها حسن روحانی را از خود نمی دانند و سعی بر آن دارند تا پروژه عبور از روحانی به مثابه عبور از خاتمی در سال ۸۰ را اجرایی کنند، سکوت مرگباری که در اردوگاه تئورسین های اصلاحات چی بوجود آمده است مبین همین آشفتگی و شکست سیاسی بزرگ است. جبهه غربگرایان در آینده ای نه چندان دور به وسیله اسلحه هایی که به ظاهر در برابر رقیبان سیاسی خود ساخته بودند مجروح و در نهایت از صحنه بیرون خواهند رفت. جبهه غربگرایان دچار تشتت بسیار عمیق و کلانی شده است. عبور از حسن روحانی تنها چند ماه پس از انتخاب مجدد او و دفاع مضمحلانه و از روی استیصال برخی افراد نزدیک به محمد خاتمی [حمیدرضا جلائی پور] این نکته را نشان می دهد که روزگار سختی در دو انتخابات ۹۸ و ۱۴۰۰ در برابر دیدگان آن هاست. جبهه غربگرایان از سویی  ابهام اجماع با جریان پر زور شده ی اعتدال را داشته تا بتوانند اندکی در ساخت قدرت سهیم شوند و در نهایت به کاندیدای خارج از گفتمان اصلاح طلبی [اصولگرای معتدل] نزدیک گردند که در این صورت مرگ سیاسی خود را در میان بدنه ی به شدت رادیکال خود تسریع دهند. و از سمتی دیگر بر آنند که با مجاب کردن معاون اول حسن روحانی او را به خوابی چند ساله برده تا به عنوان برگ برنده ی انتخاباتی خود رو کنند. این در حالی است که اسحاق جهانگیری رقبای بزرگی هم دارد. محمد رضا عارف از سال ۹۴ خود را برای رهبری جدید اصلاح طلبی آماده کرده و تنها با روئیت روزانه روزنامه ها و رسانه های بیشمار جریان امید (وابسته به عارف) خواهیم یافت که آن ها تمام مشکلات امروزی دولت روحانی را در حمایت این جریان و واپسگرایی آن ها در سال ۹۲ می دانند. شاید اگر دود  از آتش ِ ژن خوب و یا فراکسیون امید بلند نمی شد، اکنون اصلاحات حتی با معاون اول حسن روحانی هم کاری نداشتند. جبهه غربگرایان تراژدی سیاسی  سال ۸۴ را این بار با شدت بیشتری در پیش روی خود دارند. با وجود بی اعتمادی به وجود آمده از ابزارهای دنیای مجازی و رنگ باختگی تبلیغات انتخاباتی سلبریتی ها در خلال انتشار توبه نامه هایی که  مبین دیدگاه مصنوعی و منفعت طلبانه ی این قشر است، عوامل فوق نشان می دهد که دیوار مستهلک سلبریتی ها به دست اقدامات دولت روحانی از هم گسسته است. جبهه غربگرایان هنوز بر این گمانند که مردم با برائت سلبریتی ها از حسن روحانی، گردش به سمت روحانی ِ دیگری در سال ۱۴۰۰ می کنند. راهبرد کهنه شده ی حاشیه سازی و رسیدن از حاشیه به متن دیگر نمی تواند برای جریان اصلاح طلبی مفید باشد. شاید برخی نظریه پردازان این جریان بنا دارند با بسط مسئله ی عبور از روحانی، این سال های مانده به انتخابات مجلس و ریاست جمهوری جدید را با دستورکار برائت و ترمیم به پیش ببرند.

پی نوشت: پس از پیروزی جبهه مقاومت در برابر داعش و همچنین آگاهی بیشتر عموم مردم از توفیقات مقابله عزتمندانه با استکبار و همچنین پیش بینی های به وقوع پیوسته ی مقام معظم رهبری (مدظله) در خصوص بی اعتمادی به طرف مقابل مذاکره و عهد شکنی دولت آمریکا؛ باید این نکته را به سناریو نویسان و تحلیلگران ِ مناظرات و سخنرانی های حسن روحانی گوش زد کرد که میوه ی دیپلماسی منفعلانه و سازشکارانه ی امروز آن ها برجامی است که نه دیگر روح دارد و نه جسم و همچنین دیگر مسئله ی دولت با تفنگ و دولت بی تفنگ هیچ خریداری در اذهان عمومی ندارد. در پایان این پرسش مطرح می شود که «مردم عزت امروزی خود را در کدام گزاره یافته اند، سازش یا مقاومت؟!»

نوشته های مرتبط

نظری بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *