طرح راهبردی آمریکا علیه ایران(۱) نظم جهانی آمریکا و نرمالیزاسیون ایران

نام نویسنده: حمیدرضا شاه نظری

موسسه آمریكن اینترپرایز با كمك موسسه بروكینگز در سال ۱۹۹۷ طرحی را به نام پروژه قرن جدید آمریكایی» به تصویب رساندند. هدف از تدوین این پروژه ایجاد ساز و كارهای لازم برای ترویج رهبری ایالات متحده در جهان و تبدیل قرن 21 به قرنی است که ارزش های آمریکایی کاملاً فراگیر شده و هژمونی مطلق آمریکا در حوزه های راهبردی مسلط شده باشد. اما عبور انقلاب اسلامی ایران از بحران های دهه شصت و سامان دادن به محور مقاومت در منطقه، پروژه فوق را با چالش جدی مواجه کرد

موسسه آمریکن اینترپرایز با کمک موسسه بروکینگز در سال ۱۹۹۷ طرحی را به نام پروژه قرن جدید آمریکایی» به تصویب رساندند. هدف از تدوین این پروژه ایجاد ساز و کارهای لازم برای ترویج رهبری ایالات متحده در جهان و تبدیل قرن ۲۱ به قرنی است که ارزش های آمریکایی کاملاً فراگیر شده و هژمونی مطلق آمریکا در حوزه های راهبردی مسلط شده باشد. اما عبور انقلاب اسلامی ایران از بحران های دهه شصت و سامان دادن به محور مقاومت در منطقه، پروژه فوق را با چالش جدی مواجه کرد و اجازه استقرار نظم مورد نظر آمریکایی را نداد. حقیقتی که هنری کیسینجر در کتاب جدید خود با عنوان «نظم جهانی» به آن اشاره کرده و الگوی نظم مد نظر ایران را به عنوان رقیب و بدیلی برای نظم جهانی آمریکایی معرفی کرده است. به اعتقاد کیسینجر، انقلاب اسلامی باعث شد که ایران از دولتی که نظم وستفالی را پذیرفته بود، تبدیل به دولتی شود که پیرو نظم اسلامی مدنظر خود است.
در واقع انقلاب اسلامی بزرگترین مانع بر سر راه استقرار کامل جهان آمریکایی و سلطه کامل آمریکا بر جهان است. به خصوص که توانست در منطقه مهم و راهبردی غرب آسیا، سد محکمی در برابر غرب شکل دهد. در این باره تریتا پارسی، رئیس مؤسسه نایاک که از لابی گران اصلی پیش برنده پروژه های آمریکا علیه ایران است، در سال ۱۳۸۶ گفته است: «افزایش مقابله و رویارویی بین واشنگتن و تهران به علت برنامه هسته ای تهران نیست، بلکه بیشتر به علت هژمونی منطقه ای است.»
با توجه به ناکارآمدی بحران های ایجاد شده همچون جنگ ۸ ساله و نیز ناکامی غرب و غرب گرایان در فتنه ۸۸، آمریکایی ها این بار طرحی متفاوت و چند بعدی را در دستور کار قرار دادند. این طرح بر پایه جنگ اقتصادی با استفاده از همه ابزارهای تحریم و فشار سنگین رسانه ای و سیاسی و نیز استفاده از تهدید جنگ نیابتی علیه ایران ترسیم گردید که با مدیریت ادراک و برداشت مردم و نخبگان و نیز ایجاد اشتباه محاسباتی در میان مسئولان به اهداف خود می رسید. هدف از این طرح، نرمالیزاسیون مرحله به مرحله ایران و تغییر وضعیت ایران از یک کشور انقلابی ضد هژمون به یک کشور نرمال وابسته به آمریکا بود.
آقای تریتا پارسی که همزمان با اوج گرفتن مذاکرات ایران و آمریکا بر سر موضوع هسته ای شاهد حضور مستمر وی در محل مذاکرات بودیم و قبلاً مشکل اصلی آمریکا با ایران را شکل دادن به جبهه ضدسلطه و ضدهژمون توسط ایران بیان کرده بود، در همان روزهای مذاکرات به طور ضمنی به هدف نرمال سازی ایران اعتراف کرده و می گوید که پس از توافق هسته ای، روابط دو کشور ایران و آمریکا از وضعیت صلح مسلحانه به نرمال – وضعیتی که وی آن را پایان مخاصمه (truce)- می نامد انتقال خواهد یافت.

نوشته های مرتبط

نظری بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *