صدام جدیدی که آداب سیاست نمی داند

نام نویسنده: نورالدین حداد

برخی از تحلیلگران غربی بر این باورند که هم راستایی جبهه غرب با سیاست های ولیعهد جوان سعودی می تواند مشکلات جبران ناپذیری را برای آن ها به وجود بیاورد.

برخی از تحلیلگران غربی بر این باورند که هم راستایی جبهه غرب با سیاست های ولیعهد جوان سعودی می تواند مشکلات جبران ناپذیری را برای آن ها به وجود بیاورد. بدون شک میدانی که در آن سویش ایران و در سوی دیگرش رژیم صهیونیستی است باعث آن شده تا برخی چهره ها و اندیشگاه ها به ظاهر در قالب یک میانجی و در باطن به مثابه کاتالیست فوران آتشفشان ضد ایرانی «محمد بن سلمان» قدم بردارند از این موارد می تواند به سفر امانوئل ماکرون در روزهای گذشته و تیلرسون در ماه گذشته و برخی اظهار نظر های دو پهلو در اندیشگاه های آمریکایی اشاره نمود. تامین منافع رژیم صهیونیستی در منطقه، این بار با دستاویز کردن اعتراضات نمایشی سعد حریری در چارچوب مقابله جدی با حزب الله لبنان و راهبرد درگیر ساختن ایران در میدان بازی جدید، مهمترین قدم محمد بن سلمان در روزهای قبل از پادشاهی بر عربستان است. شاید محمد بن سلمان، فرزند محبوب پادشاه عربستان سعودی هم اکنون در پست ولیعهدی خود و البته دهها پست دیگر به سر می برد؛ اما او در حقیقت یک پادشاه اعلام نشده است، ولیعهدی که به زودی و بر خلاف سنت بدوی عربستان سعودی (انتقال حکومت پس از مرگ پادشاه) در زمان حیات ملک سلمان بر کرسی حکومت حجاز خواهد نشست. محمد بن سلمان در بازه ی انتقال کامل قدرت قطعا دچار برخی چالش های عدیده خواهد شد.

افکار عمومی عربستان: جامعه شناسی مردم عربستان نشان می دهد که محمد بن سلمان در هر بخشی که دچار تنش و چالش های بزرگ باشد در خصوص توجیه افکار عمومی در خصوص آینده سیاسی خود مشقت کمتری خواهد داشت، اصولاً  مردم شناسی حجاز به دو قسمت خاندان سعودی و دیگران تقسیم می شوند. آراء بخش غیر سعودی عربستان در معادلات سیاسی کشور هیچ تأثیری ندارد. اما با توجه به میزان ۷۰ درصدی  جمعیت جوان (۲۰ الی ۳۵) ساله در عربستان، بر اساس گزارشات میدانی رسانه های بین المللی، محمد بن سلمان با اصلاحات اجتماعی توانسته پایگاه های مردمی خود را تقویت نماید.

هیات کبار علمای عربستان: عموماً ارتباط علمای وهابی و خاندان سعودی یک فرآیند تعاملی سیاسی _فرهنگی است. اما با عبور هر چند ظاهری محمد بن سلمان از احکام متجاهلانه ی وهابیت، باید شاهد اعتراضات قشر مذهبی در عربستان باشیم. علمای وهابیت قطعاً باید بین دو راه محاکمه شدن و  مشروعیت دادن به محمد بن سلمان، یکی را انتخاب نمایند. به نظر می رسد تفکر دینی عمیق و ریشه دوانده ی سنت های ابن تیمه نگذارد که هیات کبار علمای عربستان خود را به طور کامل تسلیم شاه نوتخت کند.

مسئله یمن: محمد بن سلمان به عنوان عامل اصلی کشتار مردم بی گناه یمن در اغلب  مجامع بین المللی معرفی شده است. طوقان قاطعی که توسط محمد بن سلمان آغاز شد و در نهایت توسط مقاومت شیعیان یمنی به گِل نشست باعث عصبانیت سیاسی نشأت گرفته از خام گونه بودن رفتار این سعودی زاده گردید. مهمترین چالش منطقه ای پادشاه جدید عربستان سعودی مسئله یمن خواهد بود. او یا باید رفع محاصره از یمن و تظاهر به جنگ ضد تروریستی با حزب الله لبنان را انتخاب کند و یا همزمان بر این جنون لجام گسیخته ی خود افزوده و تحرکات یک بام و دوهوا را تا سر حد نسل کشی در یمن ادامه دهد.

جبهه مقاومت: تنها نیروی مختل کننده ی آقایی محمد بن سلمان  بر خاورمیانه، جبهه مقاومت است. او تنها سعودی زاده ای بوده است که در این دهه های اخیر مستقیماً ایران را به حمله نظامی تهدید می کند. اگر خامی سیاسی او را کنار بگذاریم، تحرکات دولت ترامپ در برانگیختگی محمد بن سلمان بی تأثیر نبوده است. او در اقدامی غیر معقول نخست وزیر قانونی لبنان را به بهانه ی متوجه کردن اذهان عمومی به حزب الله لبنان به گروگان می گیرد. محمد بن سلمان در این یک سال اخیر سه دیدار غیر رسمی به تل آویو داشته است و به نظر می رسد قصد ایجاد یک ائتلاف فراگیر عربی–عبری بر علیه محور مقاومت را به طور بسیار جدی در سر می پروراند.

کنترل بحران ها برای ولیعهد جدید بیشتر شبیه یک شوخی است او ذاتاً چنین قدرتی نداشته و بیشتر توان ضریب دهی به چالش های پیش روی خود را دارد. روند سرعت گرفته ی چالش های منطقه ای، بیشتر نه بر اساس برنامه سیاسی مدون، بلکه بر پایه متد صدام گونه به جلو می رود. حقیقت بازیگران همان حقیقت و این بار تنها زمین بازی متفاوت است. از یک سو رهبری عربی و مدافع منافع استکبار در منطقه و از سویی جریان مقاومتی که بر اساس دو معیار آرمان فلسطین و کوتاه کردن دست مستکبران از منافع دیگر کشورهای اسلامی شکل گرفته است.

نوشته های مرتبط

نظری بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *