شکست پروژه آشتی ملی و آینده سیاسی تجدید نظر طلبان

نام نویسنده: سعید درویشی

موضع گیری صریح امام خامنه ای پیرامون طرح انحرافی آشتی ملی سبب شکست زودهنگام آن شد. شکستی که با بررسی نتایج آن بحرانی تر شدن وضعیت اردوگاه تجدید نظر طلبان در آستانه انتخابات ریاست جمهوری 96 را می‌توان ارزیابی کرد.

موضع گیری صریح امام خامنه ای پیرامون طرح انحرافی آشتی ملی سبب شکست زودهنگام آن شد. شکستی که با بررسی نتایج آن بحرانی تر شدن وضعیت اردوگاه تجدید نظر طلبان در آستانه انتخابات ریاست جمهوری ۹۶ را می‌توان ارزیابی کرد.

نتایج کوتاه مدت شکست پروژه آشتی ملی:

شکست چهره کاریزماتیک رئیس دولت اصلاحات: رئیس دولت اصلاحات در بین تجدید نظر طلبان به عنوان پیشرو و فصل الخطاب شناخته می‌شد. پس شکست این پروژه سبب تخریب چهره وی و در نهایت کاهش شدید اعتبار شورای هماهنگی جبهه اصلاح طلبان به عنوان ویترین داخلی این جناح دانست. بنابراین در آستانه انتخابات باید شاهد چند دستگی بین تجدیدنظر طلبان باشیم.

شکست پروژه بازی دوگانه با روحانی: این پروژه که طی چند ماه گذشته و با پیشاهنگی حزب اعتماد ملی راه اندازی شد دو کارکرد مهم داشت:

  1. تجدید رابطه با حاکمیت: تجدید نظر طلبان خواهان تجدید هویت سیاسی خود و فاصله گذاری با میانه روهای داخلی هستند. این شکست سبب شده است تا همچنان تجدید نظر طلبان به عنوان کنشگر درجه دوم جبهه غربگرایان داخلی عمل کنند و این وضعیت تا انتخابات ادامه خواهد داشت.
  2. جایگزینی هاشمی: مثلث خمینی- روحانی- م.خ را می توان مثلث جایگزین هاشمی دانست. مثلثی که تجدیدنظر طلبان به خاطر وضعیت نامشخص روحانی در انتخابات بعدی خواهان تبدیل آن به خمینی- م.خ هستند. ولی در حال حاضر رئیس دولت اصلاحات به علت کاهش محبوبیت خود به سطح پایین تری از این دو نفر انتقال یافت. بنابراین جایگاه رهبری جناح غربگرا (شامل میانه روها و تجدیدنظر طلبان) عملاً از دست این طیف خارج شده است و دیگر نباید امیدی به نقش آفرینی خاص در معادلات سیاسی در ساخت قدرت از آنها داشت.

نتایج بلند مدت شکست پروژه آشتی ملی:

  1. حملات شدید جناح تند‌ رو و طیف خارج نشین تجدیدنظر طلبان به رئیس دولت اصلاحات و در ادامه واکنش های تند آنها به شکست این طرح در بلند مدت سبب جدایی کامل آنها از جناح داخلی خواهد شد. چون جناح داخلی خواستار بازگشت به حاکمیت است و اگر با جناح خارجی خود خط کشی نداشته باشد باید این خواسته را برای همیشه فراموش کند.
  2. تجدید نظر طلبان باید با کاهش سطح توقعات خود از روحانی حمایت کنند. اگر قبلا سطح رابطه آنها با روحانی در حد هماهنگی راهبردی دو طرفه بود الان باید انتظار داشت به سطح کارفرما-کارگزار انتخاباتی تقلیل پیدا کند. حتی در صورت شکست روحانی در انتخابات اعتبار وی همچنان باقی خواهد ماند و تجدید نظر طالبان مجبور به قبول نقش هاشمی گونه وی هستند.
  3. اما در وجه گفتمانی عدم بازگشت تجدیدنظر طلبان به حاکمیت و کمرنگ شدن هویت خاص اصلاح طلبی آنها و نقش درجه دوم در برابر جناح میانه رو سبب تشدید رفتار پراگماتیک خواهد شد. بنابراین اگر روزی تجدید نظر طلبان در فضای سیاسی به خودکشی هویت رسیدند( اتحاد با نفراتی که تخاصم شدید با آنها دارند) نباید تعجب کرد.

نوشته های مرتبط

نظری بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *