راهبرد کهنه آمریکا در خلال ژاندارم سازی در منطقه

نام نویسنده: نورالدین حداد

روزی که «پهلوی دوم» در آرزوی ژاندارم شدن در منطقه بود، ایالات متحده آمریکا قصد راه اندازی یک کارتل قوی و همه جانبه اسلحه را داشت.

روزی که «پهلوی دوم» در آرزوی ژاندارم شدن در منطقه بود، ایالات متحده آمریکا قصد راه اندازی یک کارتل قوی و همه جانبه اسلحه را داشت. ایران در عصر پهلوی گنج ارزشمند [نفت] خود را فروخت و اسلحه هایی را خریداری کرد که یا باید به دستور آمریکا از آن ها استفاده می شد و یا از طریق حضور یک مستشار نظامی در داخل و در نهایت ارسال عده محدودی کار آموز به آمریکا تأمین میشد. اما داستان امروز عربستان سعودی، اصلاحات وسیع اجتماعی که روز به روز بر نرخ آن افزوده می گردد و همزمان خریداری میلیاردها جنگ افزار در وضعیت امروزی خاورمیانه، نشان دهنده ی آن است که ایالات متحده آمریکا با یک نقشه مشترک و مشابهت سازی در راستای نفوذ هر چه بیشتر در منطقه و عملی کردن طرح های استکباری خود از جمله اشغال کامل سرزمین فلسطین و رسیدن به ارض موعود چند مورد مهم را درست از وضعیت شاه مخلوع ایرانی به عاریه گرفته و البته به روزتر کرده است.

  • اصلاحات اجتماعی ولیعد عربستان قطعاً به دلیل همان پاشنه آشیل بحث حقوق بشر در این کشور و به انحراف کشاندن کشتار شیعیان و رهبران آن ها در عربستان، تطمیع گروه های تکفیری مسلح در عراق و سوریه، پرداخت کمک های مالی به مدارس رادیکال پاکستان، مصر و… است. تخلیه آرام فشار درونی در صورتی در حال انجام شدن است که اصولاً پایه های رژیم عربستان سعودی بر اساس الیگارشی وسیعی بوده که در مواجه با تصمیات مردم سالارانه اتخاذ شده است. این فرض درست شبیه همان دستورالعمل هایی است که در ابتدای حکومت پهلوی دوم در ایران داده شد، تأسیس برخی انجمن های صنفی، اقلیتی، آزادی های کپسولی در راستای انحراف اذهان عمومی از مسئله ی فساد در دربار، ساواک و … و همچنین شادی های مسکن گونه و خواب آور برای مردم آن هم به جهت چشم پوشی از نفوذ وسیع آمریکا در ایران.
  • رویای ژاندارم شدن در منطقه یکی از اهداف نهایی عربستان سعودی است. آمریکا در صدد آن است با برتر جلوه دادن عربستان سعودی نسبت به دو رقیب اصلی خود یعنی جمهوری اسلامی ایران و ترکیه سعی بر تحریک ابعاد مذهبی و قومیتی آل سعود در برابر کشورهای رقیب کرده و به همین جهت و در راستای تحقق این نیروی انباشته شده از حقارت ِشکست های پی در پی عربستان سعودی در جبهه های مختلف، راه تل آویو به ریاض را هموار تر نماید. درست همین راهبرد در مورد هر دو پهلوی احساس می شد. تقویت مسئله ی ایران باستان درست شبیه بحث خلافت عربی با طعم سعودی است که به آل سعود روزهای صدارت اعراب از آسیایه میانه تا دروازه های اروپا را یادآوری می کند، سناریویی که پیش از نیم قرن پیش در ایران  امتحان شد و نتیجه ای جزء شکست و سرخوردگی بیشتر به بار نیاورد.

عربستان سعودی و شخص محمد بن سلمان به دلیل حمایت های توخالی (قیل و قال های برخی کشوراهای عربی)، درآمدهای نفتی و نیز غصب اموال سرشار شاهزادگان و نیز خیال همدل کردن جامعه ی عربستان سعودی و تغییر ذهنیت جهانیان در دست داشتن آن ها در اکثر اقدامات تروریستی دو دهه اخیر، دچار یک توهم بزرگ شده اند. به نظر نمی رسد آل سعود روایت زندگی و مواجهه محمد رضا پهلوی و صدام حسین را نصب العین خود کرده و سعی دارند با ایجاد فتنه های کاملاً خاموش در عرصه سیاسی کشورهای عراق و لبنان، بازوان اصلی جبهه مقاومت را قطع کنند. اکثر تحلیلگران از وضعیت امروز عربستان و نیروهای هم پیمانش در جنگ یمن به عنوان یک افتضاح بزرگ سیاسی و ننگ ابدی یاد می کنند، این در حالی است که دولت ریاض هنوز نتوانسته در جبهه ای کوچکتر از شمال خاورمیانه [سوریه ، لبنام] کاری از پیش ببرد.

نوشته های مرتبط

نظری بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *