مدیریت جهادی یا مدیریت تکنوکراتیک؟

نام نویسنده: محمد جواد اخوان

هرچند مدیران جهادگر و مدیریت جهادی توانست در دهه اول انقلاب‌اسلامی، کشور را از پیچ حساس جنگ تحمیلی نابرابر عبور دهد، اما در دهه دوم انقلاب شاهد سر برآوردن دوباره مدیران به‌اصطلاح تکنوکرات (فن‌سالار) بودیم.

مروری بر تحولات نزدیک به چهار دهه از عمر انقلاب‌اسلامی نشان می‌دهد، آنچه مؤلفه اصلی پیش‌برندگی و پیش‌روندگی این نهضت الهی بوده است، تکیه بر ایمان توحیدی و نیز داشته‌های بومی بر اساس آموزه‌های اسلامی است. چنانکه تأثیرات این آموزه‌ها در عناصر گوناگون نرم‌افزاری انقلاب‌اسلامی می‌توان مشاهده کرد.
از جمله تأثیرات این تحول نرم‌افزاری، سبک خاص مدیریتی است که برخاسته از فرهنگ و تفکر جهادی انقلاب‌اسلامی است که ادوار مختلف پس از پیروزی انقلاب‌اسلامی، ظهور و بروز یافته است و می‌توان جلوه‌های کارآمدی آن‌را مشاهده نمود.
تاریخ درخشان دوران دفاع مقدس، مشحون از نمادهای کارآمدی مدیریت جهادی است و اکنون‌که در دهه چهارم انقلاب‌اسلامی، تکیه بر توان مردمی و داخلی برای پیشرفت ایران اسلامی، وجهه همت همه دلسوزان انقلاب قرار دارد، بار دیگر این مدیریت جهادی است که نجات‌بخش این عرصه حساس و راهبردی است.
مدیران تکنوکرات بر روی کرسی‌های نظام
هرچند مدیران جهادگر و مدیریت جهادی توانست در دهه اول انقلاب‌اسلامی، کشور را از پیچ حساس جنگ تحمیلی نابرابر عبور دهد، اما در دهه دوم انقلاب شاهد سر برآوردن دوباره مدیران به‌اصطلاح تکنوکرات (فن‌سالار) بودیم. مدیرانی که هرچند مدعی بودند به تخصص بها می‌دهند، اما در واقع تخصص را در برابر تعهد تعریف کرده و از زیر بار مسئولین انقلابی یک مدیر نظام اسلامی شانه خالی می‌کردند.
این مدیران که در سایه دولت سازندگی و رئیس آن به بازآفرینی توسعه غربی در قامت برنامه‌ریزی‌های ملی اقدام می‌کردند، به رونویس از روی نسخه‌ها و الگوهای تجویزشده غرب روی آوردند تا ایران را به‌اصطلاح مدرن کنند. بر این اساس مدیران تکنوکرات ارزش‌های بومی و دینی و انقلابی را در مسیر توسعه کنار نهاده و برای مثال از مجموع ۶۲۵ نفری که در تنظیم و تصویب «پیش‌نویس نهایی برنامه‌ی دوم توسعه» شرکت داشته‌اند، فقط یک نفر آن‌ها حوزوی بوده که او نیز چون در پست «معاون سازمان اوقاف» قرار داشته، در یکی از کمیته‌های برنامه‌ریزی شرکت کرده است. بررسی وضعیت سازمان برنامه‌وبودجه سابق و سازمان اداری و استخدامی سابق نیز این نظر را تأیید می‌کند.
جریان مدیریت تکنوکرات تنها در عرصه‌های اقتصادی نماند و وارد فاز سیاسی شد و در قامت حزب دولت ساخته دولت سازندگی یعنی کارگزاران سازندگی ظهور یافت. سال‌ها بعد در انتخابات ۱۳۹۲ جریانی همسو با همین مدیریت تکنوکرات بار دیگر توانست به حوزه‌ی قدرت در قوه مجریه راه یابد و بدین ترتیب بار دیگر مدیریت تکنوکرات با آموزه‌های لیبرال در مسند قدرت قرار گرفت.
این جریان مدیریتی معتقد است که باید الگوهای توسعه مطابق آنچه در مغرب زمین تعریف شده است، دنبال شود و الگوی مدیریتی تجویزشده نیز «مدیریت مبتنی بر عقلانیت ابزاری» است، یعنی مدیریتی منقطع از آموزه‌های وحیانی و با تکیه بر انسان‌مداری. این مدیریت به دنبال پذیرفتن جهانی‌سازی و جهانی‌شدن به‌عنوان یک هنجار است و خود را در برابر آن تسلیم می‌بیند.
اکثر سیاست‌ها و برنامه‌های اقتصادی ۱۶ ساله ۱۳۶۸ تا ۱۳۸۴، همچون طرح تعدیل اقتصادی در دولت هاشمی، برنامه‌های سوم و چهارم در دولت‌های هاشمی و خاتمی و سند استراتژی توسعه صنعتی در دولت خاتمی، دست‌پخت همین طیف تکنوکرات بود که بر مبنای الگوبرداری از غرب نوشته شد و به سبب بی‌توجهی محض به خودکفایی و اقتضائات بومی ایران، ضربات شدیدی به ساختار اقتصادی کشور وارد کرد.
این در حالی است که این طیف مدیران غیرهمسو با خود را «بی‌سواد» و «بی‌تجربه» می‌خواند و سعی دارد این طیف را از میدان به در کند.
تکنوکرات‌ها در دولت یازدهم
مدیران تکنوکرات در دولت یازدهم، کرسی‌های قابل اتکایی را خصوصاً در حوزه‌های اقتصادی به‌دست آورده‌اند چنانکه وزارتخانه‌های کلیدی‌ای و پست‌های حساسی در اختیار آن‌هاست. بیژن زنگنه وزیر دولت‌های سازندگی و اصلاحات، وزارت نفت را در اختیار گرفته است. مسعود نیلی اقتصاد تکنوکرات لیبرال که استراتژی توسعه صنعتی و برنامه سوم توسعه محصول تیم او است مشاور اقتصادی رئیس‌جمهور و مسئول اصلی برنامه‌ریزی‌های کلان اقتصادی دولت است.
مدیرانی همچون اکبر ترکان و محمدرضا نعمت زاده نیز از دولت سازندگی در این دولت حضور جدی و مؤثر دارند.
اما حلقه مدیریتی تکنوکرات مؤثر بر دولت یازدهم ویژگی‌هایی دارد که برخی از آن‌ها عبارت‌اند از:
۱- مدیران ثروتمند و سرمایه‌دار: برخی از مدیران دولت یازدهم بر اساس رقمی خودشان اعلام کرده‌اند، از ثروت هزار میلیارد تومانی برخوردار هستند. به‌طورکلی می‌توان گفت تعداد قابل‌توجهی از مدیران اقتصادی دولت یازدهم در سال‌های گذشته وارد فعالیت اقتصادی در بخش خصوصی شده و اکنون به‌طور موازی هم در دولت و هم در بخش خصوصی فعالیت دارند.
برای مثال آقای محمدرضا نعمت زاده وزیر صنعت، معدن و تجارت در ۱۲ شرکت خصوصی عضو هیئت‌مدیره است. شرکت‌هایی که تاریخ ثبت اکثر آن‌ها از سال ۸۹ به بعد بوده است
میانگین سنی دولت یازدهم در ابتدای کار دولت ۵۸ سال بوده است که و مقایسه آن با شش دولت پیش از آن نشان می‌دهد رکوردی بی‌نظیر به شمار می‌آید.

در ادامه جدول ذیل نشان می‌دهد تعداد قابل‌توجهی از مدیران دولت در سنین بالای شصت سال قرار دارند که به لحاظ توانمندی معمولاً افراد در این سن بازنشسته می‌شوند.

نام سمَت سن (سال)
حسن روحانی رئیس‌جمهور ۶۷
محمد نهاوندیان رئیس دفتر رئیس‌جمهور ۶۱
علی‌اکبر صالحی رئیس سازمان انرژی اتمی ۶۶
سید محمدعلی شهیدی رئیس سازمان بنیاد شهید ۶۶
محمدباقر نوبخت رئیس سازمان مدیریت و برنامه ۶۵
ولی‌الله سیف رئیس‌کل بانک مرکزی ۶۳
اکبر ترکان مشاور ارشد رئیس‌جمهور ۶۳
محمدعلی نجفی مشاور اقتصادی رئیس‌جمهور ۶۴
مجید انصاری معاون پارلمانی ۶۶
محمود واعظی وزیر ارتباطات ۶۳
سید محمود علوی وزیر اطلاعات ۶۱
علی‌اصغر فانی وزیر آموزش‌وپرورش ۶۱
محمدرضا نعمت زاده وزیر صنعت، معدن، تجارت ۷۰
محمد فرهادی وزیر علوم ۶۶
علی جنتی وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی ۶۶
بیژن نامدار زنگنه وزیر نفت ۶۳

برای مثال یکی از سایت‌ها چندی پیش خبری را منتشر کرد که باعث تعجب کارشناسان و جامعه شد. «خواب نیمروزی وزیر در جلسه کمیسیون» تیتر خبری از خوابیدن یکی از وزرای اقتصادی دولت در جلسه کمیسیون بود. ماجرا ازاین‌قرار بود که ظاهراً در هنگام جلسه کمیسیون و در اوج بحث‌های تخصصی ناگهان حاضران متوجه می‌شوند که آقای وزیر خوابیده است! بنابراین گزارش،‌ برخی اعضای کمیسیون مربوطه، خستگی و بالا بودن سن وزیر موردنظر را دلیل خوابیدن وی در جلسه می‌دانستند.
مدیرانی که در دولت یازدهم سکان‌دار هدایت امور اجرایی کشور شده‌اند، عمدتاً از طیفی هستند که در سال‌های ۱۳۶۸ تا ۱۳۸۴ در این مسندهای مدیریتی بوده‌اند و بعد از وقفه‌ای هشت‌ساله بار دیگر به مسند خود بازگشته‌اند، با این تفاوت که بسیاری از آن‌ها یا بازنشسته شده‌اند و یا در سنین بازنشستگی متعارف هستند.
این «حلقه‌ی بسته مدیران»، عملاً موجب «عدم چرخش نخبگان» از یک‌سو و نیز «عدم رشد جوانان» در مشاغل مدیریتی می‌شود. به‌گونه‌ای که در چند سال آینده که طیف مدیران کهن‌سال کنونی به‌ناچار پست‌های مدیریتی را ترک می‌کنند، مدیران جوان تجربه و آمادگی حداقلی لازم را برای پذیرش مسئولیت‌ها را کسب نکرده‌اند و عملاً کشور با آسیب‌های جدی در حوزه اجرا مواجه خواهد شد.
از سویی اگرچه در سال‌های ۱۳۸۴ به بعد طیفی از مدیران جوان و لایق برای ورود به مشاغل مدیریتی در حال کسب تجربه‌های حداقلی بودند، اما اکنون مشاهده می‌شود که در ابتدای دولت یازدهم این گروه به حاشیه رانده‌شده و بار دیگر حلقه مدیریتی فرسوده و کهن‌سال به مسئولیت‌ها رسیدند.
مدیریت تکنوکرات، نگاه به بیرون و دریافت کمک‌های غربی دارد. این نوع مدیریت قائل به «ما می‌توانیم» نیست. نمونه بارز این مطلب را در
تکیه کشور به خام فروشی و شکل‌گیری اقتصاد بیمار نفتی می‌توان مشاهده کرد. چنانچه رهبر معظم انقلاب در همین باره می‌فرمایند: «من این را بگویم ــ این را یک‌بار دیگر هم چند ماه قبل از این گفتم ــ که آمریکائی‌ها اظهار خوشحالی کردند و گفتند که فلانی اعتراف کرد که تحریم‌ها اثر گذاشته. بله، تحریم‌ها بی‌اثر نبود؛ می‌خواهند خوشحالی کنند، بکنند. تحریم‌ها بالاخره اثر گذاشت؛ این هم یک اشکال اساسی در خود ما است. اقتصاد ما دچار این اشکال است که وابسته‌ی به نفت است. ما باید اقتصاد خودمان را از نفت جدا کنیم؛ دولت‌های ما در برنامه‌های اساسیِ خودشان این را بگنجانند. من هفده هجده سال قبل به دولتی که در آن زمان سر کار بود و به مسئولان گفتم کاری کنید که ما هر وقت اراده کردیم، بتوانیم درِ چاه‌های نفت را ببندیم. آقایانِ به قول خودشان “تکنوکرات” لبخند انکار زدند که مگر می‌شود؟! بله می‌شود؛ باید دنبال کرد، باید اقدام کرد، باید برنامه‌ریزی کرد. وقتی برنامه‌ی اقتصادی یک کشور به یک نقطه‌ی خاص متصل و وابسته باشد، دشمنان روی آن نقطه‌ی خاص تمرکز پیدا می‌کنند. بله، تحریم‌ها اثر گذاشت، منتها نه آن اثری را که دشمن می‌خواست.»
دلیل این موضوع را باید در روحیه محافظه‌کارانه، غرب‌گرایی و غرب شیفتگی و نهایتا فقدان اعتماد به نفس ملی در این طیف از مدیران دانست.
مدیریت جهادی، راه‌حل مشکلات کشور
در مقابل مدیریت تکنوکراتیک، نسخه شفابخشی که انقلاب‌اسلامی ارائه می‌دهد، «مدیریت جهادی» است که پیشینه کارآمدی خود را در مقطع حساس و گوناگون عمر نظام ارائه داده است. چنانکه رهبر معظم انقلاب نیز در همین باره می‌فرمایند: « اگر مدیریت جهادی یا همان کار و تلاش با نیت الهی و مبتنی بر علم و درایت حاکم باشد، مشکلات کشور، در شرایط کنونیِ فشارهای خباثت آمیزِ قدرت‌های جهانی و در شرایط دیگر، قابل‌حل است و کشور حرکت روبه‌جلو را ادامه خواهد داد. »
بر همین اساس است که ایشان معتقدند «عزم ملّی و هم مدیریّت جهادی برای امسال و برای همه‌ی سال‌های پیش‌رو برای ملّت ما موردنیاز است.»
بر این اساس ایشان حاکم شدن مدیریت جهادی را، راه‌حل عبور از چالش‌های اساسی نظام می‌دانند: «چالش‌های درونی ما این‌ها است: سرگرم شدن به اختلافات در داخل کشور؛ اختلافات فرعی و اختلافات سطحی، ما را سرگرم بکند، در مقابل هم قرار بدهد، تعارض به‌وجود بیاورد، ما را از مسائل اصلی و از خطوط اصلی غافل بکند؛ این‌یکی از مصادیق آن چالش اصلی است که عرض شد. از دست دادن انسجام ملت از چالش‌های ما است. دچار شدن به تنبلی و بی‌روحیگی، دچار شدن به کم‌کاری، دچار شدن به یأس و ناامیدی، تصور اینکه ما نمی‌توانیم، تصور اینکه تا حالا نتوانستیم؛ نخیر، همان‌طور که امام فرمودند ما می‌توانیم، باید عزم داشته باشیم، عزم ملی و مدیریت جهادی می‌تواند همه‌ی این گره‌ها را باز کند. این‌ها همه، آن چالش‌های درونی ما است که باید با این‌ها مقابله کنیم. »
ایشان در تعریف جهاد و حرکت جهادی می‌فرمایند «جهاد عبارت است از تلاشی که در مقابل یک دشمنی‌ای انجام می‌گیرد؛ هر جور تلاشی جهاد نیست. جهاد عبارت است از آن تلاشی که در برابر یک چالش خصمانه از سوی طرف مقابل صورت می‌گیرد؛ این جهاد است. آن‌وقت معنای مدیریّت جهادی در اینجا این است که توجّه بکنید که حرکت علمی کشور و نهضت علمی کشور و پیشرفت علمی کشور مواجه است با یک چالش خصمانه که در مقابل این چالش خصمانه شما که مدیرید، شما که استادید، شما که دانشجو هستید، باید بایستید؛ این شد حرکت جهادی و مدیریّت دستگاه؛ چه مدیریّت دانشگاه، چه مدیریّت وزارت، چه مدیّریت هر بخشی از بخش‌های گوناگون این عرصه‌ی عظیم، خواهد شد مدیریّت جهادی. »
در مقابل این نگاه جهادی، حرکت عادی، خواب‌آلوده و فاقد حساسیت و احساس مسئولیت است. چنانکه معظم‌له تأکید می‌کنند: «با حرکت عادی و احیاناً خواب‌آلوده و بی‌حساسیت نمی‌شود کارهای بزرگ را انجام داد؛ یک همت جهادی لازم است، تحرک جهادی و مدیریت جهادی برای این کارها [سیاست‌های اقتصاد مقاومتی] لازم است.» بنابراین می‌توان گفت، بدون مدیریت جهادی، پیشرفت درون‌زا امکان‌پذیر نیست.
از ویژگی‌های حرکت جهادی، توجه به اولویت‌های اساسی کشور و دخیل نکردن انگیزه‌های شخصی و گروهی است. به تعبیر رهبر معظم انقلاب «مسئولیت‌ها اگر به‌طورجدی، به‌دور از انگیزه‌های شخصی، به‌دور از هر چیزی جز انگیزه‌ی خدمت به مصالح کشور انجام بگیرد، بزرگ‌ترین کار جهادی است؛ کار جهادی یعنی این؛ انگیزه‌های گوناگون را نباید دخالت داد، اولویت‌ها را باید نگاه کرد.»
ایشان همچنین در مورد دیگر عوامل شکل‌گیری مدیریت جهادی می‌فرمایند: «عامل مهمّ مدیریت جهادی عبارت است از خودباوری و اعتمادبه‌نفس و اعتماد به کمک الهی. اینکه من نام مبارک امام باقر (علیه‌السلام) و نام مبارک امیرالمؤمنین و تبریک ایام مبارک رجب را در طلیعه‌ی عرایضم عرض می‌کنم، به‌خاطر این است؛ در همه‌ی کارها توکل به خدای متعال و استمداد از کمک الهی [کنیم]؛ به کمک‌های الهی اعتماد کنیم. [وقتی] شما از خدای متعال کمک می‌خواهید، راه‌ها به‌سوی شما باز می‌شود: وَ مَن یتَّقِ اللهَ یجعَل لَهُ مَخرَجًا، وَ یرزُقهُ مِن حَیثُ لایحتَسِب. این رزقی که در این آیه و در آیات دیگر گفته شده است، به شکل‌های مختلفی به من و شما می‌رسد؛ گاهی شما ناگهان در ذهنتان یک‌چیزی برق میزند، می‌درخشد، راهی باز می‌شود؛ این رزق الهی است؛ در یک برهه‌ی فشار، ناگهان یک امید وافری در دل شما به‌وجود می‌آید؛ این همان رزق الهی است.»
با توجه بدان چه اشاره شد می‌توان ویژگی‌های مدیر جهادی را چنین برشمرد:
۱٫ معتقد به‌به مبانی اسلامی، قانون اساسی و ولایت‌فقیه
۲٫ باورمند به مدیریت جهادی
۳٫ جوان و پرتحرک
۴٫ خلاق و مبتکر
۵٫ انتقادپذیر و قانون‌گرا
۶٫ ساده زیستی و مردمی بودن
۷٫ آرمان‌گرای واقع‌نگر
۸٫ قانون‌گرایی
۹٫ شجاع و تحول‌آفرین
۱۰٫ باور به مدل و روش‌های بومی ایرانی اسلامی

نوشته های مرتبط

نظری بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *