بالکانیزاسیون؛ طرحی که ترک برداشته است

نام نویسنده: سعید درویشی

خاورمیانه بزرگ" توسط کاندولیزا رایس وارد ادبیات امنیتی جهان شد. این طرح را می توان به زبان ساده بدین صورت تعریف کرد: تلاش برای تجزیه کشورهای منطقه و کوچک سازی آنها در راستای تامین امنیت اسرائیل و وابستگی امنیتی به آمریکا؛ یعنی تشابه سازی منطقه غرب آسیا با حوزه بالکان در اروپا.

خاورمیانه بزرگ” توسط کاندولیزا رایس وارد ادبیات امنیتی جهان شد. این طرح را می توان به زبان ساده بدین صورت تعریف کرد: تلاش برای تجزیه کشورهای منطقه و کوچک سازی آنها در راستای تامین امنیت اسرائیل و وابستگی امنیتی به آمریکا؛ یعنی تشابه سازی منطقه غرب آسیا با حوزه بالکان در اروپا.

تجزیه کشورهای حوزه بالکان در پی جنگ های نژادی سبب شد تا با کوچک سازی کشورها و نیاز آنها به حامی، رژیم امنیتی منطقه توسط آمریکا تدوین شود، همین وضعیت در یک دهه گذشته در منطقه غرب آسیا در حال رخ دادن بود. بی نظمی حاصل از جنگ افغانستان و عراق سبب شده بود عملاً منطقه وارد دوره ژله ای شود یعنی دوره ای که رژیم نوین امنیتی در حال شکل گیری بود.

اما شکست اسرائیل در حمله به لبنان و غزه سبب کند شدن این روند شد. پیدایش داعش در منطقه دقیقاً بر اساس این راهبرد بود، یعنی تجزیه منطقه توسط یک سازمان تروریستی بدون برچسب آمریکایی یا اسرائیلی بودن. سه کشور سوریه، عراق و یمن را می توان سه گام اول تاکتیک جدید دانست که قرار بود طی یک سال تجزیه شده و عملاً منطقه وارد فاز عملیاتی بالکانیزاسیون شود. اما تحولات رخ داده طی شش سال گذشته این روند را متوقف و دچار چرخش کرده است.

در بررسی اهداف کلان این راهبرد پیچیده، می توان تجزیه این سه کشور را مقدمه تلاش برای تجزیه ایران دانست و سپس رسیدن تروریسم ساختار یافته به منطقه آسیای میانه از طریق کریدور کردی ایجاد شده در سوریه و عراق (براساس همین منطق روسیه برای جلوگیری از گسترش تروریسم به آسیای میانه وارد جنگ با تروریسم شد). وضعیت فعلی را می توان وضعیت شکست اولیه نام گذاری کرد؛ یعنی اساس طرح ثابت مانده است ولی تاکتیک های آن با شکست مواجه شده است و باید منتظر ماند و دید دشمن چه تاکتیک جدیدی را خلق خواهد کرد. در کل می توان گفت شکست نهایی این راهبرد به معنی تغییر رژیم امنیتی غرب آسیا و شکل گیری نظم نوین امنیتی در منطقه با محوریت جبهه مقاومت است. با توجه به این مقدمه و همچنین شرایط میدانی منطقه میتوان تاکتیک، اهداف و دلایل شکست اولیه تجزیه این سه کشور را اینگونه تشریح کرد.

قبل از آن لازم به ذکر است تأکید شود که این راهبرد تاکنون سه تاکتیک مهم داشته است:

  1. دوره جرج بوش: جنگ عراق، جنگ ۳۳ روزه و جنگ غزه
  2. دوره باراک اوباما: خلق داعش برای تجزیه عراق و سوریه و بعدها گسترش آن به حوزه میانی ایران و روسیه
  3. دوره ترامپ: با توجه به شواهد موجود می توان تجزیه یمن، خودمختاری کردستان و اهل سنت در عراق و سوریه را نشانه گذازی کرد.
  • عراق

تاکتیک: خودمختاری کردستان، خورمختاری اهل سنت از شرق تا غرب، محدود کردن شیعیان در جنوب

اهداف: ادامه خود مختاری کردستان تا کردستان ایران (پیش زمینه آشوب های قومیتی)، تحدید قدرت شیعه، تشکیل اتحاد سنی در عراق و سوریه

دلایل شکست اولیه طرح: تشکیل حشد الشعبی، فتح بخش اعظم موصل، بحران سیاسی و اقتصادی کردستان، اختلافات راهبردی بین کردهای عراق و کردهای سوریه و ترکیه

  • سوریه:

تاکتیک: تقسیم سوریه به سه بخش علوی، سنی و مسیحی

اهداف: قطع ارتباط سوریه و حزب الله، حضور عربستان و ترکیه در مناطق سنی نشین، جلوگیری از رسیدن ایران به مدیترانه

دلایل شکست اولیه طرح: بازپس گیری حلب، حمله وسیع و یکپارچه حاکمیت به مناطق تحت کنترل داعش و موفقیت در بازپس گیری اکثر مناطق، مذاکرات ابتکاری صلح آستانه و پایبندی معارضان به قطعنامه ۲۲۴۵ شورای امنیت مبنی بر حفظ یکپارچگی سوریه

  • یمن:

تاکتیک: طرح فدرالی کردن یمن (تقسیم یمن به شش فدرال)، بازنمایی یمن دو پارچه در شرایط فعلی، تصاحب دو استان راهبردی  حضر موت و المهره توسط عربستان

اهداف: جلوگیری از تسلط انصار الله بر تنگه راهبردی باب المندب، تأمین امنیت دریای اسرائیل، جلوگیری از فشار جبهه مقاومت بر شریان اقتصادی جهان یعنی ترانزیت نفت

دلایل شکست اولیه طرح: اتحاد انصار الله با قبایل و طوایف مختلف و ارتش یمن، بازپس گیری جیزان و عسیر توسط کمیته های مقاومت یمن، اشتباه محاسباتی درباره هزینه و مدت جنگ (سبب ایجاد اختلاف در شورای همکاری خلیج فارس شده است.)

نوشته های مرتبط

نظری بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *