باز تعریف؛ راهبردی برای احیاء جبهه انقلاب

نام نویسنده: ابوالفضل صفری

پیروزی کثیف اصلاح طلبان در انتخابات ریاست جمهوری و شوراهای 1396، موجب ایجاد موجی از سردرگمی و انفعال در جبهه انقلاب شد.

پیروزی کثیف اصلاح طلبان در انتخابات ریاست جمهوری و شوراهای ۱۳۹۶، موجب ایجاد موجی از سردرگمی و انفعال در جبهه انقلاب شد. این سردرگمی منجر به اغتشاش در تحلیل ها، کنش ها و واکنش ها شد. در این فضا، فرصت طلبان به دنبال ایجاد جریان های تقلبی و گفتمان های بدلی هستند. از کف زورخانه بانک مرکزی تا کانال های زنجیره ای انحراف، از بی بی سی فارسی و روزنامه شرق تا مبتذل ترین رسانه های ضد انقلاب همه در حال نسخه تجویز نمودن برای جبهه انقلاب و ضریب دادن به برخی شخصیت های همسو با غربگرایان هستند. تأخیر خودی ها در بازسازی، شکل گیری و غالب شدن گفتمان های تقلبی و جریان های انحرافی را به دنبال خواهد داشت.

جبهه انقلاب دچار انجماد نخبگانی شده است. نخبگان علی رغم تخصص در حوزه و دانشگاه، نتوانسته اند از دانش خود در میدان استفاده نمایند. بخشی از نخبگان، تجربیات تاریخی ارزشمندی دارند اما در درک جامعه، کادر سازی و ارتباط گیری با بدنه، موفق نبودند. انبوهی از نیروهای مومن و متعهد با بیش از دو دهه تجربه کار میدانی، مسلط به دانش روز و با اراده و انگیزه فراوان، آماده ی نقش آفرینی در سطح کلان هستند. جبهه انقلاب نیاز به اتاق های فکری متشکل از این نیروها و نخبگان نسل اولی دارد.

نیروهای انقلابی نیاز به گفتگو و هم اندیشی  دارند. تمام نیروهایی که در بزنگاه ها پای نظام و کشور ایستادند، بایستی گرد هم جمع شده و با مهار خودزنی ها، تلاش کنند مسائل موجود را حل و فصل نمایند. جبهه انقلاب نیاز به بازتعریف خود و جایگاهش در کشور دارد. این جبهه، صرفاً یک جناح سیاسی نیست بلکه در همه عرصه ها و برای حفظ نظام و کشور و تحقق پیشرفت و عدالت، باید پیشگام باشد و مشتاقانه برای نظام و کشور، هزینه بدهد. کنش نیروهای انقلابی محدود به عرصه سیاسی و ایام انتخابات شده است. زمانی جریان انقلابی می توان به رشد و بالندگی برسد که جامعه را فهمیده و زبان آن را بیاموزد، اجتماعی شود و برای گسترش معنویت و بصیرت در جامعه، شب و روز کار کند. علاوه بر جستجوی پاسخ برای چرایی معطل ماندن ظرفیت های موجود، ایجاد ظرفیت های بیشتر اجتماعی در دستور کار قرار گیرد. در این راستا می توان هسته های محله ای و منطقه ای را تشکیل داده و سپس این هسته ها، به شبکه ای از تشکل ها و گروه های اجتماعی و فرهنگی تبدیل کرد.

برای فعالیت های بیشتر نیاز به پشتوانه اقتصادی، تربیت نیروهای متخصص و مومن به اندیشه های امامین انقلاب اسلامی و ایجاد سازمان رسانه ای غیر متمرکز است. نیروهای انقلابی مرز بندی شفاف و صریح با اصلاح طلبان ایجاد نمایند. فضای واقعی کشور متفاوت از میهمانی های مسئولان مختلف کشور و تعارفات رایج در این میهمانی هاست. همچنین جبهه انقلاب بهتر است تکلیف خود را با هزینه سازان روشن کند. هزینه سازانی که برخی هایشان از فتنه و برجام و انتخابات، در همراهی با غربگرایان همه کار کردند و برخی دیگرشان با زشت گویی، تصویر انقلابی ها را مخدوش می نمایند. همه این جریان ها و افراد محترم هستند و جایگاه شان در نظام محفوظ، اما جبهه انقلاب جای این طیف ها نیست. برای تحقق پیشرفت و عدالت در ایران اسلامی، مقابله با واپس گرایی، ترمیم شکاف های اجتماعی ایجاد شده توسط اصلاح طلبان، سد کردن روند اقتدار زدایی از ایران، و دفاع از استقلال، آزادی و جمهوری اسلامی، باید با تمام توان وارد میدان شد. نقش آفرینی مثبت جبهه انقلاب مشروط به بازسازی جبهه است. برای بازسازی جبهه انقلاب، باید از حصار کارهای نمایشی عبور کرده و قیام نمود و هر آنچه می توان، انجام داد.

نوشته های مرتبط

نظری بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *